فِلا وقت رویت هلال، بارها و بارها قرص مفصل ماه را دیدم اما مدام چشمم را با دستم که عطر علفهای کوهی گرفته بود پوشاندم و باز انکار کردم. انکار کردم چرا که از ابتذال وقت میترسیدم. فِلا راستی تا به حال برایت از دستان سرد باد وقتی تمام تلاشش را برای بیدار کردنت از گرمای خواب میکند گفتهام؟ من بالای کوه دستان سرد باد را احساس کردم اما باز خودم را زدم به خواب و خواب دیدن و ندیدن ماه.
برچسب:
نویسنده: کیارش رستمیان